سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
173
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
يا عقلى كه اسم آن شئ مختصّ به مشبهبه بر آن اطلاق مىشود تحقّق داشته باشد ، نام تشبيه مضمر در نفس را استعاره بالكنايه يا مكنى عنها مىنامند . امّا وجه تسميهاش به [ كنايه ] آنست كه به آن تصريح نشده بلكه مجرّد ذكر خواصّ مشبهبه و لوازم آن اكتفاء شده است . امّا اينكه به آن استعاره مىگويند بايد بگوئيم صرف تسميه خالى از مناسبت بوده و هيچ وجهى در آن منظور و ملاحظه نشده . و اثبات امر مختص به مشبهبه را براى مشبّه استعاره تخييليّه خوانند زيرا امرى كه از مختصات مشبهبه است و قوام آن در وجه شبه وابسته به آن امر است را براى مشبه استعاره آوردهايم تا به خيال افتد كه مشبه از جنس مشبّهبه مىباشد . شرح فارسى : توضيح قوله : غير داخلين فى تعريف المجاز : وجه عدم دخول ايندو در تعريف مجاز اينستكه : در تعريف مجاز گفته شد : مجاز عبارتست از لفظى كه در غير موضوعله استعمال شده باشد و مجوّز اين استعمال علاقه باشد الخ . و چون استعاره بالكنايه و تخييليّه از نظر مصنّف از افعال نفس و قائم به آن ميباشند لاجرم همچون مجاز عارض لفظ نبوده و بدين ترتيب تعريف مجاز شامل آن دو نمىشود . قوله : ليستوفى المعانى الّتى يطلق عليها لفظ الاستعارة :